تبليغاتX
نهان

نهان

امروز صبح يه مرد پير، دو بيت شعر برام خوند. اين دو بيت از زبان اين مرد پير خيلي زيباتر از اوني كه قبلاً به نظرم ميرسيد به چشمم اومد.

وقتي كه تو آمدي به دنيا عريان

جمعي به تو خندان و تو بودي گريان

كاري بكن اي دوست كه وقت رفتن

جمعي به تو گريند و تو باشي خندان


+ نوشته شده در  دوازدهم شهریور 1388ساعت 8:23  توسط فریدون ارجمند  | 

تكيه به برنامه‌هاي ميان‌مدت و بلند‌مدت اقتصادي مسيري است كه بسياري از كشورهاي در حال توسعه به منظور بهبود شرايط اقتصادي خود در آن گام نهاده‌اند. هرچند بسياري از اين كشورها منافع قابل توجهي از طريق اين برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي به دست آورده‌اند، ليكن برخي از كشورها نيز از اين برنامه‌ها ترفي نبسته و تحولات دلخواه خود را در پرتو اين برنامه‌ها به دست نياورده‌اند. برنامه‌ريزي اقتصادي در ايران سابقه‌اي بيش از شصت سال دارد. گذشت اين زمان طولاني از شروع به كار نظام برنامه‌ريزي در ايران و جايگاه كنوني اقتصاد ايران نشان از آن دارد كه اين برنامه‌ريزي‌ها توفيق چنداني در توسعه كشور نداشته‌اند. ديدگاه‌هاي متفاوتي در خصوص علل ناكامي برنامه‌ريزي اقتصادي در ايران وجود دارد. برخي برنامه‌ريزي اقتصادي در ايران و ساير كشورهاي در حال توسعه را نه به منزله تلاش آگاهانه دولت در اين كشورها براي بهبود وضعيت اقتصادي خود، بلكه ابزار مدرن سرمايه‌داري براي استمرار روند استثمار اقتصادهاي پيراموني يا عقب افتاده مي‌دانند. اين ديدگاه به نظر مي‌رسد كه از نظريه‌هاي معروفي در اقتصاد توسعه، همچون نظريه وابستگي الهام مي‌گيرند و ناكامي برنامه‌ريزي در كشورهاي در حال توسعه را به دخالت نيروها خارجي نسبت مي‌دهند. در مقابل برخي ناكامي برنامه‌ريزي اقتصادي را ناشي از عوامل فني يا به عبارت ديگر، ناشي از اشتباهات فني سياستگذاران و برنامه‌ريزان در انتخاب اهداف و ابزار اجراي اين برنامه‌ها مي‌دانند. اين ديدگاه تحولات اقتصادي ايران و كشورهاي تازه صنعتي شده جنوب شرق آسيا مانند كره جنوبي را با هم مقايسه كرده و رشد جهشي كشورهاي مذكور را در چارچوب يك تحليل اقتصادي محض، به عواملي چون انتخاب استراتژي تشويق صادرات و در مقابل، ناكامي برنامه‌هاي توسعه در ايران را به خطاهاي سياستي، مانند انتخاب استراتژي درونگراي جانشيني واردات نسبت مي‌دهد.

صرف نظر از ايرادات احتمالي موجود در تبيين اهداف و ابزارهاي هر برنامه، يكي از عوامل ديگر عدم توفيق برنامه‌ريزي در ايران را مي‌بايد اشكالات موجود در نظام برنامه‌ريزي كشور دانست. چه در سال‌هاي آغازين برنامه‌ريزي اقتصادي در كشور و چه اكنون، نهاد برنامه‌ريزي كشور نهادي است كه زير نظر دولت اداره شده و هر دولت كارگزاران اين نهاد را همراه با خود تغيير مي‌دهد. اين امر سبب مي‌شود كه در تدوين هر برنامه، با توجه به ابلاغ سياست‌هاي كلي از سوي مقام رهبري، حداقل اهداف و ابزار موجود در برنامه در چارچوب سلايق دولت تبيين شوند. تغييرات بنياديني كه در برنامه‌هاي توسعه بعد از انقلاب از برنامه‌اي به برنامه ديگر صورت گرفته، مؤيد اين امر است كه به رغم وجود ميثاق مشتركي به نام سياست‌هاي كلي برنامه (كه به خصوص در بخش اقتصادي از تفاوت‌هاي ماهوي چنداني در برنامه‌هاي مختلف برخوردار نيست)، تغيير ديدگاه برنامه‌ريزان حتي مي‌تواند جهت‌گيري‌هاي يك برنامه را متفاوت از برنامه‌هاي ديگر بنمايد. غوطه خوردن در ميان استراتژي‌هاي متنوع ارايه شده براي توسعه در طول زمان و عدم پايداري بر هر يك از اين استراتژي‌ها كه براي هر كدام علاوه بر وجود تئوري‌هاي مستحكم، تجارب عملي قابل توجهي نيز وجود دارد، به مثابه حركتي كاتوره‌اي است كه مي‌تواند موجب انحراف از سياست‌هاي اصلي برنامه شده و حتي لزوم برنامه‌ريزي را نيز با شك مواجه سازد.

نكته مهم‌تر آن‌كه در بسياري از موارد، تدوين كننده و مجري برنامه‌ها از يكديگر متفاوت هستند. دولت نهم در حالي اقدام به اجراي برنامه چهارم توسعه نمود، كه اين برنامه در دولت قبل تدوين شده بود. در تدوين برنامه پنجم نيز وضع به همين منوال خواهد بود. دولت دهم مجري برنامه‌اي است كه در دولت نهم تدوين و تحرير شده است. اين امر به دلايل مختلف مي‌تواند زيانبار تلقي شود. با توجه به تفاوت‌هايي كه دولت‌ها در برنامه‌هاي خود براي دستيابي به اهداف از پيش بيان شده خود دارند، تحميل برنامه‌اي از پيش تدوين شده به دولت، علاوه بر اينكه باعث محدود شدن دولت مي‌شود، پاسخ‌گويي دولت در مقابل عملكرد خويش را نيز با مشكل مواجه مي‌سازد.

با توجه به اشكلات موجود در نظام برنامه‌ريزي و نظر به نتايجي كه چهار برنامه توسعه گذشته براي كشور به همراه داشته است، تجديد نظر در ساختار برنامه‌ريزي كشور ضروري به نظر مي‌رسد. برنامه‌ريزي در كشور مي‌تواند به عهده سازماني مستقل باشد، كه همچون بانك مركزي در كشورهاي توسعه يافته، با نظرات حداقلي دولت به تدوين برنامه‌هاي توسعه بپردازد.
+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:32  توسط فریدون ارجمند  | 

از واقعه‌اي تو را خبر خواهم كرد

وان را به دو حرف مختصر خواهم كرد

با عشق تو در خاك نهان خواهم شد

با مهر تو سر ز خاك بر خواهم كرد

+ نوشته شده در  بیستم فروردین 1388ساعت 10:47  توسط فریدون ارجمند  | 

وجود اشكالات عديده در نظام آموزشي ايران بر هيچ‌كس پوشيده نيست. وجود اين ايرادات زيان‌هاي فراواني را به جامعه وارد نموده و در آينده نيز وارد خواهد نمود. يكي از پيامدهاي اشكالات موجود را بايد ضعف تحليل‌گران اقتصادي ايران و در شرايطي ديگر ضعف سياست‌گذاران اقتصادي كشور دانست. جايي كه در بسياري مواقع سياست‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي از بدنه كارشناسي اقتصادي خارج نمي‌شود و بسياري از مسائل اقتصادي را غير اقتصاددانان مطرح نموده و يا حتي راه حلي براي آن ارايه مي‌دهند.

بي شك در حال حاضر اهميت علم اقتصاد و نگاه تخصصي به اقتصاد براي همگان پذيرفته شده است. ليكن سؤالي كه ايجاد مي‌شود اين است كه به رغم وجود آگاهي لازم از اين اهميت چرا اقتصاددانان كنوني به جايگاه خود دست نيافته‌اند؟ علاوه بر بسياري از مسايل ديگر، يكي از عمده‌ترين دلايل اين پديده را بايد در عملكرد ضعيف و ناتواني اقتصاددانان دانست كه در طول زمان حقانيت خود را نتوانسته‌اند اثبات نمايند و راه را براي ورود افرادي كه از تخصص كافي برخوردار نيستند در حوزه اقتصاد باز گذاشته‌اند. اين عملكرد ضعيف نيز خود محصول نظام آموزشي كشور ماست.

نگاهي گذرا به سيستم آموزشي به خوبي مشخص كننده دلايل اين مدعاست. در جامعه ما همچنان رشته‌هاي فني و مهندسي از بيشترين محبوبيت و مقبوليت در بين مردم و حتي مسئولان برخوردار است. در چنين شرايطي و با در نظر گرفتن وجود كنكور، نخبگان جامعه كه عموماً در كنكور رتبه‌هاي بالا را به خود اختصاص مي‌دهند به سمت رشته‌هاي فني و مهندسي كشيده شده و باقي‌مانده نيز در انتخابي بين ماندن پشت كنكور و يا رفتن به سربازي و ادامه تحصيل در رشته‌هاي علوم اجتماعي، راه دوم را انتخاب نموده و راهيِ رشته‌هايي چون اقتصاد مي‌گردند. از اين رو دانشجويان اين رشته در اغلب موارد به رشته خود علاقه‌مند نبوده و از سر اجبار وارد اين رشته شده‌اند. اين در شرايطي است كه همين دانشجويان بي‌علاقه نيز بهترين گزينه براي ورود به رشته اقتصاد و ادامه تحصيل در اين رشته نيستند. ماحصل اين چنين مسائلي چيزي جز ضعف براي دانش‌آموختگان اقتصاد نخواهد بود. علاوه بر اين، عدم ورود نخبگان به چنين رشته‌هايي، فرايندي است كه خود را تشديد نموده و وضعيت بدتري را نيز به دنبال مي‌آورد. در شرايطي كه فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي فني كه از نخبگان جامعه هستند، شرايط آموزشي مناسبي براي نسل بعد از خود فراهم مي‌آورند، فارغ‌التحصيلان سطوح بالاي اقتصاد تبديل به اساتيدي نه چندان توانمند و به دور از دانش روز خواهند شد. تكرار اين فرايند شرايط را از پيش نيز بدتر خواهد نمود و نگراني فراواني در خصوص آينده ايجاد مي‌كند. در اين ميان حداقل در ساليان اخير، تعداد زيادي از فارغ التحصيلان رشته اقتصاد كه از شرايط مناسب‌تري چه به لحاظ مالي و چه به لحاظ كارنامه آموزشي برخوردار بوده‌اند، تحصيل را در خارج از كشور ادامه داده و به نظر مي‌رسد بسياري از آنان به دنبال بازگشت به كشور نيز نيستند.

تكرار فرايند مذكور نتايج تأسف باري را به دنبال خواهد داشت. پر واضح است كه پس از گذشت چند دوره، در ميان فارغ‌التحصيلاني كه در كشور باقي‌مانده‌اند، به ندرت مي‌توان افرادي را پيدا كرد كه از دانش، بينش و توانايي كافي برخوردار باشند و در اين شرايط نمي‌توان آينده مناسبي براي اقتصاد كشور متصور بود. براي بهبود شرايط بايد سرمايه‌هاي انساني حوزه اقتصاد را گسترش داد و شرايطي را به وجود آورد كه نخبگان جامعه به سمت چنين رشته‌هايي كه با قاطعيت در شرايط كنوني بيشترين نياز جامعه به آن‌ها است سوق پيدا كنند. تقويت بنيه دانش‌آموختگان رشته اقتصاد به هر شكل كه باشد مي‌تواند در آينده اقتصادي جامعه و سياست‌گذاري‌هايي كه اتفاق مي‌افتد مفيد و مؤثر باشد.

+ نوشته شده در  شانزدهم بهمن 1387ساعت 16:28  توسط فریدون ارجمند  | 

و روزي عشق مصداق هوالمحبوب خواهد شد

دوباره آدمي روح خدا محسوب خواهد شد

دوباره رشته دلها به دست عشق مي افتد

دوباره پاي استدلاليون معيوب خواهد شد

و انسان مي شود آغاز و با يك دوستت دارم

به يكباره تمام قلب ها مقلوب خواهد شد

و ذره ذره ذره خاك ها تخدير مي گردد

و قطره قطره قطره آبها مشروب خواهد شد

دوباره آسمان مست و زمين مست و خلايق مست

و عالم عالم شوريدگان محسوب خواهد شد

ولي افسوس اين شوريدگي ديري نمي پايد

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 9:19  توسط فریدون ارجمند  | 

چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ایم
اهل زمانه را به تماشا نشسته ایم
بر این سرای ماتم و در این دیار رنج
بیخود امید بسته و بیجا نشسته ایم
 ما را غم خزان و نشاط بهار نیست
آسوده همچو خار به صحرا نشسته ایم
گر دست ما ز دامن مقصد کوته است
از پا فتاده ایم نه از پا نشسته ایم
تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را
ما رخت خویش بسته مهیا نشسته ایم
یکدم ز موج حادثه ایمن نبوده ایم
 چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته ایم
از عمر جز ملال ندیدم و همچنان
چشم امید بسته به فردا نشسته ایم
آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر
چون شمع نیم مرده چه زیبا نشسته ایم
ای گل بر این نوای غم انگیز ما ببخش
کز عالمی بریده و تنها نشسته ایم
تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر
مانند سایه در دل شب ها نشسته ایم
تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما
ما یکدل و هزار تمنا نشسته ایم
چون مرغ پر شکسته فریدون به کنج غم
سر زیر پر کشیده و شکیبا نشسته ایم

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:40  توسط فریدون ارجمند  | 

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

راحت جان طلبم و از پی جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت

با دل زخم کش و دیده گریان بروم

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی

تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان

تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گران باران نیست

پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون

همره کوکبه آصف دوران بروم

 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1387ساعت 16:52  توسط فریدون ارجمند  | 

غیر عشق او ، که دردش عین درمان گشتن است
حاصل هر کار دیگر جفت حرمان گشتن است
خوشدلی خواهی پی او گیر، کاندر باغ مهر
صبح را از بوی این گل ذوق خندان گشتن است
شمع را زان رو خوش افتاده ست این خود سوختن
کز فنای تن هوای او همه جان گشتن است
تا نهادی گنج راز عشق خود در خاک ما
قدسیان را ملتمس تشریق انسان گشتن است
تا سر زلف تو شد بازیچه‌ی دست نسیم
کار و بار جمع مشتاقان پریشان گشتن است
جام بشکستند و کنون وقت گل خون می خورند
حاصل آن توبه کردن این پشیمان گشتن است
از لب پیمانه، گر سر می رود، لب بر مگیر
مرد را از جان گذشتن به ز پیمان گشتن است
سایه! ایمان خلیلی نیست در این دام کفر
ورنه آتش را همان شوق گلستان گشتن است
+ نوشته شده در  هشتم مهر 1387ساعت 12:53  توسط فریدون ارجمند  | 

طرحي كه از پرداخت نقدي يارانه‌ها در ذهن عوامل اقتصادي ايران نقش بسته است، بدين صورت است كه به ازاي هر فرد از اعضاي خانوار مبلغي به خانوارها پرداخت مي‌شود و در مقابل يارانه پرداختي بر بسياري از كالاهايي كه اكنون مورد حمايت دولت است حذف مي‌گردد. چنانكه بارها بيان شده است، يكي از اهداف پرداخت يارانه‌ها به صورت نقدي ايجاد عدالت است. ليكن پرداخت يارانه به صورت نقدي و با طرح مذكور نيز از خود شائبه بي عدالتي را مي‌تواند داشته باشد. اگر تنها سه قلم آب، برق و گاز را به عنوان كالاهايي كه تمام خانوارهاي ايراني از آنها استفاده مي‌كنند و دولت نيز به آن‌ها يارانه قابل توجه پرداخت مي‌كند، مد نظر قرار دهيم، خواهيم ديد كه چگونه بي عدالتي مذكور قابل طرح است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1387ساعت 18:30  توسط فریدون ارجمند  | 

اين چهار تا بيت رو براي شهريار مي‌نويسم. و شايد خيلي‌هاي ديگه كه هيچ وقت نمي‌خوننش و من و شهريار دوسشون داريم.

 ياران موافق همه از دست شدند              در پاي ... يكان يكان پست شدند

بوديم به يك شراب در مجلس عمر               يك دور ز ما زودتزك مست شدند

 

 اي دوست به دوستي قرينيم تو را                  هرجا كه قدم نهي زمينيم تو را

در مذهب عاشقي روا نيست كه ما                عالم به تو بينيم و نبينيم تو را

 

+ نوشته شده در  دهم شهریور 1387ساعت 12:22  توسط فریدون ارجمند  |